شمس الدين حافظ
177
سفينه حافظ ( فارسى )
اندر سر من هواى عشقت * هر روز كه هست در فزون باد قدّ همه دلبران عالم * در خدمت قامتت نگون باد هر سرو كه در چمن برآيد * پيش الف قدت چو نون باد چشمى كه نه فتنهء « 1 » تو باشد * چون گوهر اشك غرق خون باد هرجا كه دليست در غم تو * بىصبر و قرار و بىسكون باد چشم تو ز بهر دلربائى * در كردن سحر ذو فنون « 2 » باد هر كش كه بهجر تو نسازد « 3 » * از حلقهء وصل تو برون باد لعل تو كه هست جان حافظ * دور از لب مردمان دون « 4 » باد [ 108 خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد ] 9 [ 1 ] شماره مسلسل 151 خسروا گوى فلك در خم چوگان تو باد * ساحت كون و مكان عرصه ميدان تو باد همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد * صيت خلق تو كه پيوسته نگهبان تو باد زلف خاتون ظفر شيفتهء پرچم تست « 5 » * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد اى كه انشاى عطارد « 6 » صفت شوكت تست * عقل كل چاكر طغراكش ديوان تو باد طيرهء « 7 » جلوهء طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خلد برين ساحت ايوان تو باد
--> ( 1 ) مفتون و عاشق ( 2 ) ذو فنون يعنى صاحب فن و هنرها ( 3 ) در بعضى نسخ بجاى اين مصرع نوشته شده : هر دل كه ز عشق تست خالى ( 4 ) پست . ( 5 ) فتح و نصرت و ظفر را بخاتون تشبيه كرده و اين زلف را شيفته پرچم كه شبيه زلف مىباشد دانسته است . ( 6 ) عطارد در سيارات سمت كاتبى دارد . ( 7 ) خشم و غضب و در اينجا بمعنى خجلت و شرمندگى است و در بعضى نسخ بجاى قد چون ، سروقد دلجو ذكر شده كه تفاوتى ندارد . [ 1 ] پاورقى غزل 9 - هاشم رضى غزل فوق را جزء قطعات منظور كرده و فقط لفظ ( باد ) آخر مصرع اول را ( شد ) كرده است . ضمنا پژمان اين غزل را اصيل مىداند - در قزوينى نيز اين غزل آمده است و بطور كلى در اغلب نسخ ديده شده .